اشعار شاعران  معاصر با ترجمه انگلیسی

اشعار شاعران معاصر با ترجمه انگلیسی

اشعار شاعران معاصر با ترجمه انگلیسی توسط بهروز جوانمرد
اشعار شاعران  معاصر با ترجمه انگلیسی

اشعار شاعران معاصر با ترجمه انگلیسی

اشعار شاعران معاصر با ترجمه انگلیسی توسط بهروز جوانمرد

بانوی غزلسرا.شوریده ی آزرده دل_بی سروپا من

Dell quietly conspired to hurt my foot

Conspicuous in the city you love me

If there are more crazy people crazy

Jana, My God, My God, my God, king of the Blessed spokesman lyric

But I am a beggar in the house of love

A tail, not the affliction of my mind and I

A life, caught in the chain keep me dark hair, dark eyes of lions!

Deer caught in your prison I

Sfrjvy distracted spirit tourists

Drive along to every caravan as voice, I

More than sad, mad heart burn

Magic took the night to pray for me

Simin! Seeking help us from an error like this:

EBay troubled heart! Where are you? Where I am?

Simin Behbehani


بانوی غزل سرا سیمین

شوریده ی آزرده دل ِ بی سر و پا من

در شهر شما عاشق انگشت نما من

دیوانه تر از مردم دیوانه اگر هست

جانا، به خدا من... به خدا من... به خدا من

شاه ِ‌همه خوبان سخنگوی غزل ساز

اما به در خانه ی عشق تو گدا من

یک دم، نه به یاد من و رنجوری ی ِ من تو

یک عمر، گرفتار به زنجیر وفا من

ای شیر شکاران سیه موی سیه چشم!

آهوی گرفتار به زندان شما من

آن روح پریشان سفرجوی جهانگرد

همراه به هر قافله چون بانگ درا، من

تا بیشتر از غم، دل دیوانه بسوزد

برداشته شب تا به سحر دست دعا من

سیمین! طلب یاریم از دوست خطا بود:

ای بی دل آشفته! کجا دوست؟ کجا من؟

سیمین بهبهانی


بانوی غزل سیمین بهبهانی

 

I took a friend! Current cry me
where to go Griezmann the cage, where I?


Do not go where the path to Golshani
seen on the corner I opened my bottleneck


I'm not close to one's heart, nor close to my heart
torn wave Chu board drop drop drop me


I have it away from him like a heart in the chest near
me all that separated him near me


Not the heart to hand, wine in Cebuano not
that I'm more familiar guttural Remember me


What added Zbvdnm? What reduces my absence?
That's why I have to reply that I'm alive


Stars cloudy sky hid in
my heart, the air would cry for me


شعر بانوی غزل سیمین بهبهانی

 

دلم گرفته ، ای دوست! هوای گریه با من
گر از قفس گریزم کجا روم ، کجا من؟


کجا روم که راهی به گلشنی ندارم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من


نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من


ز من هر آن که او دور چو دل به سینه نزدیک
به من هر ان که نزدیک از او جدا جدا من


نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من


زبودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد؟
که گوید به پاسخ که زنده ام چرا من


ستاره ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ، ای دوست هوای گریه با من


دلم گرفته هوای انار کرده دلم -سعید بیانکی

دلم گرفته هوای بهار کرده دلم هوای گریه ی بی اختیار کرده دلم 

رها کن از لب بام آن دو بافه گیسو را هوای یک شب دنباله دار کرده دلم 

بیا بیا که برای سرودن بیتی هزار واژه ی خونین قطار کرده دلم 

به هر تپش که نفس تازه می کند باری مرا به زیستن امّید وار کرده دلم 

کنون که آخر پیری نمانده دندانی غزال خوش خط و خالی شکار کرده دلم 

بخند ای لب خونین لب ترک خورده دلم شکسته هوای انار کرده دلم .

 

دلم گرفته هوای انار کرده دلم -سعید بیانکی

I have taken my air spring  weather involuntary cry of the heart 

Let go of the edge of the roof of the two spools crop  weather and a night I trail 

Come to compose bit  thousand words and I bloody train 

By the time pounding the fresh breath to  me and I hope to live 

That there are no last-aging dental  I hunted gazelle optimistic line and empty 

Laugh a bloody lip cracked lips  I have broken my heart pomegranate air  .